غزل · مولوی
غزل شماره ۱۷۷۳ - بار دگر جانب یار آمدیم...
1
بار دگر جانب یار آمدیم
خیره نگر سوی نگار آمدیم
2
بر سر و رو سجده کنان جمله راه
تا سر آن گنج چو مار آمدیم
3
نافه آهو چو بزد بر دماغ
دام گرفتیم و شکار آمدیم
4
دام بشر لایق آن صید نیست
پس تو بگو ما به چه کار آمدیم
5
پار دل پاره رفوی تو دید
بر طمع دولت پار آمدیم
6
ای همه هستی مکن از ما کنار
زانک ز هستی به کنار آمدیم
7
همچو ستاره سوی شیطان کفر
نفط زنانیم و شرار آمدیم
8
همچو ابابیل سوی پیل گبر
سنگ زنانیم و دمار آمدیم
9
باز چو بینیم رخ عاشقان
با طبق سیم نثار آمدیم