کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۱۳ - گر جنون جوشد به این تاثیر احسانش ز سنگ...

1

گر جنون جوشد به این تاثیر احسانش ز سنگ

شیشه نشکسته باید خواست تاوانش ز سنگ

2

بر سر مجنون کلاهی گر نباشد گو مباش

عزتی دیگر بود همچون نگیندانش ز سنگ

3

ناز پرورد خیال جور طفلانیم ما

سایه دارد بر سر خود خانه وبرانش ز سنگ

4

با نگاهش بر نیاید شوخی خواب گران

چون شرر بگذشت آخر تیر مژگانش ز سنگ

5

گر شرار ما به کنج نیستی قانع شود

تا قیامت می کشد روغن چراغانش ز سنگ

6

مد احسانی که گردون بر سر ما می کشد

هست طوماری که دارد مهر عنوانش ز سنگ

7

همچوگندم می کشد هرکس درین هفت آسیا

آنقدر رنجی که بر می آورد نانش ز سنگ

8

سخت جانی چنگ اقبالیست با شاهین حرص

تا کشد گوهر ندارد چاره میزانش ز سنگ

9

پای خواب آلود تمکین کسب مجنون مرا

همچو کوه افتاد آخر گل به دامانش ز سنگ

10

حیف دل کز غفلتت باشد غبار اندود جسم

می توان کردن به رنگ شیشه عریانش ز سنگ

11

شوق من بیدل درین کهسار پرافسرده کیست

ناله ای دارم که می بالد نیستانش ز سنگ

متن شعر کپی شد.