کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۲۵ - گر چنین جوشاند آثار دویی ننگش ز دل...

1

گر چنین جوشاند آثار دویی ننگش ز دل

دیدن آیینه خواهدکرد دلتنگش ز دل

2

آدمی را تا نفس باقیست باید سوختن

پاس مطلب آتشی داده ست در چنگش ز دل

3

ناتوانی هر کرا چون نی دلیل جستجو است

تا به لب صد نردبان می بندد آهنگش ز دل

4

دقتی دارد خرام کاروان زندگی

چون نفس باید شمردن گام و فرسنگش ز دل

5

ناله واری گل کند کاش از چکیدنهای اشک

می زنم این شیشه هم عمریست بر سنگش ز دل

6

طینت آیینه و خاصیت زاهد یکی است

تاکجاها صافی ظاهر برد زنگش ز دل

7

خامی فطرت دل ما را به داغ وهم سوخت

ای خدا آتش فتد در عالم ننگش ز دل

8

غنچه ما بر تغافل تا کجا چیند بساط

می رسد آواز پای رفتن رنگش ز دل

9

در طلسم ما و من جهد نفس خون خوردنست

بر نمی آرد چه سازد وحشت لنگش ز دل

10

شوخی طاووس این گلشن برون بیضه نیست

آسمان برمی کشد عمریست نیرنگش ز دل

11

با خرد گفتم درین محفل که دارد عافیت

گفت آن سازی که نتوان یافت آهنگش ز دل

12

لیلی آزاد و این نه خیمه دام وهم کیست

از فضولی اینقدر من کرده ام تنگش ز دل

13

چون نفس بیدل چه خواهد جز فغان برداشتن

آن ترازویی که باشد در نظر سنگش ز دل

متن شعر کپی شد.