کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۳۹ - گر کند طاووس حیرتخانه اسباب گل...

1

گر کند طاووس حیرتخانه اسباب گل

دستگاه رنگ او بیند همان در خواب گل

2

ای بهار از خودفروشان دکان رنگ باش

بی دماغانیم ما اینجا ندارد باب گل

3

جز خموشی بر نتابد محفل تسلیم عشق

از چراغ کشنه اینجا می کند آداب گل

4

از خودم یاد جمال میفروشی برده است

کز تبسم جمع دارد با شراب ناب گل

5

آفت ایجاد است ساز زندگی هشیار باش

از طراوت خانه دارد در ره سیلاب گل

6

فیض خاموشی به یاد لب گشودنها مده

ای ز خود غافل همین در غنچه دارد آب گل

7

گلشن داغیم از نشو و نمای ما مپرس

در بهار ما ز آتش می شود سیراب گل

8

موی چینی گر به سامان سفیدی می رسد

شام ما هم می تواند چیدن از مهتاب گل

9

بیقرار عشق هرگز روی جمعیت ندید

جز پریشانی نکرد از ناله بیتاب گل

10

غره عشرت مشو کاین نوبهار عمر نام

نا امیدی نکهت است و مطلب نایاب گل

11

ای غنیمت ! جلوه ای ، فرصت پریشان وحشتست

رنگی از طبع هوس خندیده ای دریاب گل

12

معنی روشن به چندین پیچ و تاب آمد به کف

کرد بیدل گوهر ما از دل گرداب گل

متن شعر کپی شد.