کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۶۱ - بیدست و پا به خاک ادب نقش بسته ام...

1

بیدست و پا به خاک ادب نقش بسته ام

در سایه تامل یادش نشسته ام

2

فریاد ما به گو ش ترحم شنیدنی است

پربینوا چو نغمه تارگسسته ام

3

ای کاش سعی بیخودیی داد ما دهد

بالی که داشت رنگ به حیرت شکسته ام

4

گوشی که بر فسانه ما وا رسد کجاست

حرمان نصیب ناله دلهای خسته ام

5

جمعیم چون حواس در آغوش یکنفس

گلهای چیده به همین رشته دسته ام

6

خجلت نیاز دعوی مجهول ماکه کرد

نگذشته زین سو آن سوی افلاک جسته ام

7

این است اگر عقوبت اسباب زندگی

از هول مرگ و وسوسه حشر رسته ام

8

بیدل مپرس از ره هموار نیستی

بی چین تر از نفس همه دامن شکسته ام

متن شعر کپی شد.