کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۸۳ - بیخودی ننهفت اسرار دل غم پیشه ام...

1

بیخودی ننهفت اسرار دل غم پیشه ام

بوی می آخر صدا شد از شکست شیشه ام

2

دیگ بحر از جوش ننشیند به سرپوش حباب

مهر خاموشیست داغ شورش اندیشه ام

3

در بن هر موی من چندین امل پر می زند

همچو تخم عنکبوت از پای تا سر ریشه ام

4

نیست تا آبی زند بر آتش بنیاد من

گر نباشد خجلت شغل محبت پیشه ام

5

عمرها شد در جنون زار طلب برده است پیش

ناز چشم آهو از داغ پلنگان بیشه ام

6

گر نفس در سینه می دزدم صلای جلوه ایست

نیست غافل صورت شیرین ز عجز تیشه ام

7

رنگ شمعی کرده ام گل از خرابات هوس

باده می باید کشیدن در گداز شیشه ام

8

با همه کمفرصتی از لنگر غفلت مپرس

سنگ در طبع شرر می پرورد اندیشه ام

9

ناله ها ارکلفت دل در نقاب خاک ماند

سوخت بیدل در غبار دانه سعی ریشه ام

متن شعر کپی شد.