کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۰۲ - تو کریم مطلق و من گدا چه کنی جز این که نخوانی ام...

1

تو کریم مطلق و من گدا چه کنی جز این که نخوانی ام

در دیگرم بنماکه من به کجا روم چو برانی ام

2

کسی از محیط عدم کران چه ز قطره واطلبد نشان

ز خودم نبرده ای آن چنان که دگر به خود نرسانی ام

3

به کجاست آنقدرم بقاکه تاملی کندم وفا

عرق خجالت فرصتم نم انفعال زمانی ام

4

به فسردنم همه تن الم به تردد آبله در قدم

چو غبار داغ نشستنم چو سرشک ننگ روانی ام

5

سحر طلسم هوا قفس همه جاست منفعل هوس

چقدر عرق کندم نفس که به شبنمی بستانی ام

6

ز کدورت من و ما پرم غم بار دل به که بشمرم

ستم است سنگ ترازویی که نفس کشد ز گرانی ام

7

ز حضور پیری ام آنقدر اثر امتحان قبول و رد

که رساند بر در نیستی خم پشت پای جوانی ام

8

نه به نقش بسته مشوشم ، نه به حرف ساخته سرخوشم

نفسی به یاد تو می کشم چه عبارت و چه معانی ام

9

همه عمر هرزه دویده ام خجلم کنون که خمیده ام

من اگر به حلقه تنیده ام تو برون در ننشانی ام

10

ز طنین پشه بی نفس خجلست بید ل هیچکس

به کجایم وکه ام و چه ام که تو جز به ناله ندانی ام

متن شعر کپی شد.