کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۰۴ - نبری گمان فسردگی به غبار بی سروپایی ام...

1

نبری گمان فسردگی به غبار بی سروپایی ام

که به چرخ می فکند نفس چو سحر زمین هوایی ام

2

ز تعلقم ندهی نشان که گذشته ام من از این و آن

به خیال سلسله جهان گرهی نخورده رسایی ام

3

به دماغ موج گهر زدم ز جنون نشئه عاجزی

نکشید گرد هوس سری که نکوفت آبله پایی ام

4

ز خیال تا مژه بسته ام قدح بهانه شکسته ام

خوشت آنکه سیر پری کنی ز طلسم شیشه نمایی ام

5

هوسم زناله بی اثر به چه مدعا شکند نظر

نهد استخوان مه نو مگر به نشان تیر هوایی ام

6

نه نشیمنی که کنم مکان نه پری که بر پرم از میان

نکنی به عشوه امتحان ستم آشیان رهایی ام

7

به کجاست رفتن و آمدن که به غربتم کشد از وطن

ز فسون صنعت وهم و ظ ن هوس آزمای جدایی ام

8

به جهان جلوه رسیده ام ز هزار پرده دمیده ام

ثمر نهال حقیقتم چمن بهار خدایی ام

9

سر کعبه گرم فسون من دل دیر و جوشش خون من

مگذر ز سیر جنون من که قیامت همه جایی ام

10

به نگاه حیرت کاملم به خیال عقده مشکلم

ز جهان فطرت بیدلم نه زمینی ام نه سمایی ام

متن شعر کپی شد.