کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۰۷ - ندارد آنقدر قطع از جهان غفلت اسبابم...

1

ندارد آنقدر قطع از جهان غفلت اسبابم

به جنبش تا رسد مژگان محرف می خورد خوابم

2

نفس در دل گره دارم نگه در دیده معذورم

خطی از نقطه بیرون نیست در دیوان آدابم

3

مگر ترک طلب گیرد درین ره دست من ورنه

چو آتش دور می افتم ز خود چندانکه بشتابم

4

خزان پیش از دمیدن بود منظور بهار من

کتان در پنبگی می داد عرض سیر مهتابم

5

به امید قد خم گشته محمل می کشد فرصت

مگر پیری ازین دریا برون آرد به قلابم

6

به فکر خود فتادم معبد تحقیق پیدا شد

خم سیر گریبان رفت و پیش آورد محرابم

7

چو آتش گرمی پهلو ندیدم جز به خاکستر

درین دیر هوس دامن زدند آخر به سنجابم

8

به سعی بیخودی هم از عرق بیرون نمی آیم

زطبع منفعل تاگردش رنگست گردابم

9

خدا از انفعال می کشیهایم نگهدارد

مزاج شرم مینایم ، در آتش خفته است آبم

10

من بیدل نبودم اینقدر پروانه جرات

دم تیغ تو دیدم ذوق کشتن کرد سیمابم

متن شعر کپی شد.