کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۱۱ - مشت عرق زجبهه به هر باب ریختم...

1

مشت عرق زجبهه به هر باب ریختم

آلوده بود دست طمع آب ریختم

2

طوف خودم به مغز رساند از تلاش پوچ

گوهر شد آن کفی که به گرداب ربختم

3

زان منتی که سایه دیوار غیر داشت

بردم سیاهی و به سر خواب ربختم

4

بی شمع دل جهان به شبستان خزیده بود

صیقل زدم بر آینه مهتاب ریختم

5

عشق از غبار من بجز آشفتگی نخواست

آتش به کارخانه آداب ریختم

6

چندین زمین به آب رسانید و گل نشد

خاکی که بر سر از غم احباب ریختم

7

مستان دماغ کعبه پرستی نداشتند

خشت خمی به صورت محراب ریختم

8

موجی به ترصدایی بسمل نشد بلند

صد رنگ خون نغمه ز مضراب ریختم

9

کردم زهر غبار سراغ وصال یار

هیهات آب گوهر نایاب ریختم

10

بیدل ز بیم معصیت تهمت آفرین

لرزیدم آنچنان که می ناب ریختم

متن شعر کپی شد.