کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۵۲ - دلبر شد و من پا به دل سخت فشردم...

1

دلبر شد و من پا به دل سخت فشردم

خاکم به سر ای وای که جان رفت و نمردم

2

جان سختی صبرم چقدر لنگ بر آورد

کاین یک مژه ره جز به قیامت نسپردم

3

پایم ته سنگ آمد از افسردس دل

تاب رگ خواب از گره آبله خوردم

4

برگ طرب من ورق لاله برآمد

آه ازکف خونی که سیه گشت و فسردم

5

دل نیز ز افسردگیم سرمه نوا ماند

بر شیشه اثرکرد سیه روزی دردم

6

چون شمع قیامت به سرم می کند امروز

داغی که چرا سر به خرامش نسپردم

7

ای هستی مبرم چه ندامت هوسیهاست

گیرم دو سه روزت نفسی بود شمردم

8

بی شربت مرگ اینقدرم داغ تپیدن

فریاد ز آبی که ندادند به خوردم

9

بیدل مژه از خویش نبستم گنه کیست

راحت عملی داشت که من پیش نبردم

متن شعر کپی شد.