کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۵۳ - ز دست عافیت داغم سپند یاس پروردم...

1

ز دست عافیت داغم سپند یاس پروردم

به این آتش که من دارم مگر آتش کند سردم

2

اسیر ششدر و تدبیر آزادی جنونست این

چو طاس نرد هر نقشی که آوردم نیاوردم

3

چو شبنم شرم پیدایی ست آثار سراغ من

عرق چندان که می بالد بلندی می کند گردم

4

چو اوراق خزان بی اعتبارم خوانده اند اما

جهانی رنگ سیلی خورده است از چهره زردم

5

در آن مکتب که استغنا عیار معنی ام گیرد

کلاه جم بنازد بر شکست گوشه فردم

6

ز خویشم می برد یاد خرام او به آن مستی

که گل پیمانه گرداند اگر چون رنگ برگردم

7

ز عریانی درین میدان ندارم ننگ رسوایی

شکوه جوهر تیغم خط پیشانی مردم

8

وفایم خجلت ناقدردانی برنمی دارد

اگر بر آبله پا می نهم دل می کند دردم

9

نی ام بیدل خجالت مایه ننگ تهی دستی

چو مضمون در خیال هر که می آیم ره آوردم

متن شعر کپی شد.