کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۶۵ - چو شبنم تا نقاب اعتبار خویش شق کردم...

1

چو شبنم تا نقاب اعتبار خویش شق کردم

ز شرم زندگی گفتم کفن پوشم ، عرق کردم

2

کف پا می شدم ای کاش از بی اعتباریها

جبین گردیدم و صد رنگ خجلت در طبق کردم

3

چو صبحم یک تامل درس جمعیت نشد حاصل

به سطری کز نفس خواندم ز خود رفتن سبق کردم

4

به حیرت صنعت آیینه را بردم به کار آخر

پریشان بود اجزای تماشا یک ورق کردم

5

مپرسید از قناعت مشربیهای حیات من

به ساغر آبرویی داشتم سد رمق کردم

6

به هر جا فکر مستی نیست مخموری نمی باشد

هوسهای غذا بود این که خود را مستحق کردم

7

شبی آمد به یادم گرمی انداز آغوشی

چنان از خود برون رفتم که پندارم عرق کردم

8

زبان اصطلاح رمز توحیدم که می فهمد

که من هرگاه گشتم غافل از خود یاد حق کردم

9

نفس از دقت فکرم هجوم شعله شد بیدل

نشستم آنقدر در خون که صبحی را شفق کردم

متن شعر کپی شد.