کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۷۲ - از هر طلبی پیش ندامت گله کردم...

1

از هر طلبی پیش ندامت گله کردم

سودم قدمی چند که دست آبله کردم

2

در غنچگی ام یکدلیی بود که چون گل

بر وهم شکفتن زدم و ده دله کردم

3

بی صحبت پیران نگذشتم ز رعونت

تا حلقه شدن خدمت این سلسله کردم

4

بنیاد شکیبایی من جزو زمین داشت

لرزیدم از اندام وفا زلزله کردم

5

نومیدی سعی از دم فرصت خبرم کرد

پا خورد به سنگم جرس قافله کردم

6

پر منفعل افتاد دل از رغبت دنیا

نفرت عملی بود درین مزبله کردم

7

ضبط نفس ، آیینه ز آفاق جلا داد

زین صیقل معنی مدد حوصله کردم

8

مژگان نگشودم به تماشای تعین

سیر عدم و هستی بی فاصله کردم

9

بیدل نفس اقسام معانی به فسون بست

فرصت رمقی داشت نیاز صله کردم

متن شعر کپی شد.