کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۷۶ - دمی چون شمع گر جیب تغافل چاک می کردم...

1

دمی چون شمع گر جیب تغافل چاک می کردم

به مژگان زبن شبستانها سیاهی پاک می کردم

2

به این گرد چمن چیزی که دارد اضطراب من

گر از پا می نشستم عالمی را خاک می کردم

3

قضا گر می گرفت از من غبار قدردانیها

فلکها را زمین سایه های تاک می کردم

4

به جست و جو اگر حاصل شدی اقبال پا بوسش

سر افتاده را پیش از قدم چالاک می کردم

5

به یاد لعل اوگر می کشیدم از جگر آهی

رگ یاقوت را بال خس و خاشاک می کردم

6

گذشت آن محمل فرصت که در بزم تماشایش

به هر دیدن چو مژگان صد گریبان چاک می کردم

7

به پرواز آن قدر مایل نشد عنقای رنگ من

که شاهین کبوتر خانه افلاک می کردم

8

به صید دشت امکان همتم راضی نشد ورنه

فلک هم حلقه واری بود اگر فتراک می کردم

9

به این وضعی که می ریزم عرق در دشت و در بیدل

غبار خودسری کاش اندکی نمناک می کردم

متن شعر کپی شد.