کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۰۰ - با صد حضور باز طلبکارت آمدم...

1

با صد حضور باز طلبکارت آمدم

دست چمن گرفته به گلزارت آمدم

2

جمعیتی دلیل جهان امید بود

خوابیدم و به سایه دیوارت آمدم

3

شغل نیاز و ناز مکرر نمی شود

بودم اسیر و باز گرفتارت آمدم

4

بیع و شرای چار سوی عشق دیگر است

خود را فروختم که خریدارت آمدم

5

احسان به هرچه می خردم سود مدعاست

از قیمتم مپرس به بازارت آمدم

6

وصل محیط می برد از قطره ننگ عجز

کم نیستم به عالم بسیارت آمدم

7

قطع نظر ز هر دو جهانم کفیل شد

تا یک نگاه قابل دیدارت آمدم

8

مستانه می روم ز خود و نشئه رهبر است

گویا به یاد نرگس خمارت آمدم

9

دیگر چه سحر پرورد افسون آرزو

من زان جهان به حسرت رفتارت آمدم

10

وقف طراوت من بیدل تبسمی

پر تشنه کام لعل شکر بارت آمدم

متن شعر کپی شد.