کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۰۷ - زا ن ناله که شب بی رخت افراخته بودم...

1

زا ن ناله که شب بی رخت افراخته بودم

درگردن گردون رسن انداخته بودم

2

این عالم آشفته که هستی است غبارش

رنگیست که من صبح ازل باخته بودم

3

پرواز غبارم پر طاووس ندارد

همدوش خیالت نفسی تاخته بودم

4

هیهات که فردا چه شناسم من غافل

دیروز هم آثار تو نشناخته بودم

5

پیشانی ام آخر ز عرق پاک نگردید

کز تاب رخت آینه نگداخته بودم

6

جز باد نپیمودم ازین دشت توهم

چون صبح طلسم نفسی ساخته بودم

7

درآتشم از ننگ فضولی چه توان کرد

او در بر و من آینه پرداخته بودم

8

خاکسترم امروز تسلی گر دود است

پروانه بیتاب همین فاخته بودم

9

بیدل! ز میان دست غریبی به در آمد

تیغی که به میدان غرور آخته بودم

متن شعر کپی شد.