کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۲۵ - خون خوردم و زین باغ به رنگی نرسیدم...

1

خون خوردم و زین باغ به رنگی نرسیدم

بشکست دل اما به ترنگی نرسیدم

2

عمریست پر افشان جنونم چه توان کرد

چون ناله درین کوه به سنگی نرسیدم

3

خود داری من سد ره عمر نگردید

از سکته چو معنی به درنگی نرسیدم

4

چندین فلک آغوش کشید آینه شوق

اما به عصای دل تنگی نرسیدم

5

راحت چقدر غفلت انجام طرب داشت

از سایه گل هم به پلثگی نرسیدم

6

این بزم به جز نشئه اوهام چه دارد

جامی نگرفتم که به بنگی نرسیدم

7

یک گا م درین مرحله ام قطع نگردید

کز یاد نگاهت به فرنگی نرسیدم

8

چندانکه ز خود می روم آن جلوه به پیش است

رنگی نشکستم که به رنگی نرسیدم

9

بیدل ز گریبان دری و بی سر و پایی

ممنون جنونم که به ننگی نرسیدم

متن شعر کپی شد.