کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۳۴ - هیهات تا که از نظرم رفت دلبرم...

1

هیهات تا که از نظرم رفت دلبرم

من خاک ره به سر چه کنم خاک بر سرم

2

پوشید چشم از دو جهان گرد رفتنش

آیینه نقش پاست به هر سو که بنگرم

3

بیمار یاس بر که برد شکوه الم

داغم ز ناله ای که تهی کرد بسترم

4

زبن عاجزی کسی چه به حالم نظر کند

سوزن به دیده می شکند جسم لاغرم

5

فریاد من ز شمع به گوش که می رسد

هر چند بال ناله کشم رنگ بی پرم

6

گرمی در آتش تب و تابم نفس گداخت

خاکستری مگر بکشد در ته پرم

7

جیب ملامتم زتظلم بهانه جوست

مژگان به هر که باز کنم سینه می درم

8

در دامنی که دست زنم از ادب شلم

بر وعده ای که گوش نهم از حیا کرم

9

اکنون کجاست حوصله و کو امید عیش

می پیش ازبن نبود که کم شد ز ساغرم

10

ای کاش در عدم به سراغم رضا دهند

تا من بدان جهان دوم و بازش آورم

11

بر فرق بیکسم که نهد دست داغ دل

در ماتمم که گریه کند دیده ترم

12

بیدل کجا روم ز که پرسم مقام یار

آواره قاصد نفسم نامه می برم

متن شعر کپی شد.