کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۳۶ - به زور شعله آواز حسرت گرم رفتارم...

1

به زور شعله آواز حسرت گرم رفتارم

چو شمع از ناتوانی بال پرواز است منقارم

2

اگر چه بوی گل دارد ز من درس سبکروحی

همان چون آه بر آیینه دلها گرانبارم

3

ز ترک هرزه گردی محو شد پست و بلند من

به رنگ موج گوهر آرمیدن کرد هموارم

4

چه مقدار انجمن پرداز خجلت بایدم بودن

که عالم خانه آیینه است و من نفس وارم

5

شکست از سیل نپذیرد بنای خانه حیرت

نمی افتد به زور آب چون آیینه دیوارم

6

کسی جز منتهی مضمون عنوانم نمی فهمد

به سر دارد ز منزل مهر همچون جاده طومارم

7

به دل هر دانه ای از ریشه خود دامها دارد

مبادا سر برون آرد ز جیب سبحه زنارم

8

بنای نقش پایم در زمین خاکساریها

که از افتادگی با سایه همدوش است دیوارم

9

ز حال رفتگان شد غفلتم آیینه بینش

به چشم نقش همچون جاده خوابیده بیدارم

10

ز شرم عیب خود چشم از هنر برداشتم بپدل

که چون طاووس پای خوبش باشد خار گلزارم

متن شعر کپی شد.