کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۵۴ - درین حیرتسرا عمریست افسون جرس دارم...

1

درین حیرتسرا عمریست افسون جرس دارم

ز فیض دل تپیدنها خروشی بی نفس دارم

2

چو مژگان بسمل پروازم و از سستی طالع

همین بر پرفشانیهای خشکی دسترس دارم

3

به صاف جام الفت کز طریق کینه جوییها

غبار دوست باشم گر غبار هیچکس دارم

4

شدم خاک و به توفان رفت اجزای غبار من

هنوز از سعی الفت طرف دامانی هوس دارم

5

هوای بیش نتوان یافت دام عندلیب من

به هر جا پر زنم از بوی گل چوب قفس دارم

6

گر از تار نگاهم ناله برخیزد عجب نبود

به چشم خود گره گردیده اشکی چون جرس دارم

7

نفس جز تاب و تب کاری ندارد مفت ناکامی

دماغ سوختن گرم ست تا این مشت خس دارم

8

چو صبح از ننگ هستی در عدم هم بر نمی آیم

غبارم تا هوایی در نظر دارد نفس دارم

9

همان منصور عشقم گر هوس فرسوده ام بیدل

به عنقا می رسد پروازم و بال مگس دارم

متن شعر کپی شد.