کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۶۲ - عبرت انجمن جایی ست مامنی که من دارم...

1

عبرت انجمن جایی ست مامنی که من دارم

غیر من کجا دارد مسکنی که من دارم

2

در بهار آگاهی ناز خودفروشی نیست

رنگ و بو فراموش است گلشنی که من دارم

3

موج گوهرم عمریست آرمیده می تازد

رنج پا نمی خواهد رفتنی که من دارم

4

منت کفن ننگ است بر شهید استغنا

غیرت شرر دارد مردنی که من دارم

5

خامشی ز هیچ آهنگ زیر و بم نمی چیند

نا شنیده تحسینی ست گفتنی که من دارم

6

وضع مشرب مجنون فاش تر ز رسواییست

در بغل نمی گنجد دامنی که من دارم

7

دار و ریسمان اینجا تا به حشر در کار است

شمع بزم منصوری ست گردنی که من دارم

8

آه درد نومیدی بر که بایدم خواندن

داشت هرکه را دیدم شیونی که من دارم

9

پیش ناوک تقدیر جستم از فلک تدبیر

گفت دیده ای آخر جو شنی که من دارم

10

چرب و نرمی حرفم حیله کار افسون نیست

خشک می دود بر آب روغنی که من دارم

11

حرف عالم اسرار بر ادب حوالت کن

دم زدن خس و خار است گلخنی که من دارم

12

غور معنی ام دشوار، فهم مطلبم مشکل

بیدل از زبان اوست این منی که من دارم

متن شعر کپی شد.