کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۶۸ - شبی که بی توجهان را به یاس تنگ برآرم...

1

شبی که بی توجهان را به یاس تنگ برآرم

ز ناله ای که کنم کوه را ز سنگ برآرم

2

چه دولتی ست که در یاد آن بهار تبسم

نفس قدح به کف و ناله گل به چنگ برآرم

3

به نیم گردش چشمی که واکشم به خیالت

فرنگ را چو غبار از جهان رنگ برآرم

4

چه ممکن است که تمثال آفتاب نبندد

چو سایه آینه ای را که من ز زنگ برآرم

5

صفاست حوصله پرداز بحر ظرفی دلها

زآب آینه من هم سرنهنگ برآرم

6

ازین دلی که چو آماج بوی امن ندارد

نفس دمی که بر آرم همان خدنگ بر آرم

7

شکست چینی فغفورگو سفال بر آمد

چه صنعت است که مو از خمیر سنگ بر آرم

8

نریخت سعی زمینگیری ام به حاصل دیگر

جز این که خار تکلف ز پای لنگ برآرم

9

خمار تا به کی ام بی دماغ حوصله دارد

خوش است جام می از شیشه ها به رنگ برآرم

10

ز چرخ چندکشم انفعال شیشه دلیها

روم جنون کنم و پوست زین پلنگ برآرم

11

هزار رنگ گریبان درد جنون ندامت

که من چو صبح نفس زبن قبای تنگ برآرم

12

به ششجهت گل خورشید بستم و ننمودم

به حیرتم من بیدل دگرچه رنگ برآرم

متن شعر کپی شد.