کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۷۲ - برآسمان رسانم وگر بر هوا برم...

1

برآسمان رسانم وگر بر هوا برم

مشت غبار خویش ز راهت کجا برم

2

گر استخوان من بپذیرد سگ درت

بر عرش ناز سایه بال هما برم

3

شایان دست بوس توام نیست نامه ای

در یوزه ای به قاصد برگ حنا برم

4

عمر به غم گذشته مباد آیدم به پیش

خود را ازین ستمکده رو بر قفا برم

5

امید فال جرات دیدار می زند

آیینه سان عرق کنم و بر حیا برم

6

پر نارساست کوشش ظلمت خرام شمع

شب طی شود که من نگهی تا به پا برم

7

پیری نفس گداخت کنون ما و من خطاست

بی ریشه چند تهمت نشو و نما برم

8

عریان تنان ز ننگ فضولی گذشته اند

کو پنبه ای که تحفه به دلق گدا برم

9

تا رنج انتظار اجابت توان کشید

دست دگر به دعوت دست دعا برم

10

آرایشی به غیرت مجنون نمی رسد

جیبی درم که رنگ ز بند قبا برم

11

امید نارساست دعاکن که چون حباب

بار نفس دو روز به پشت دوتا برم

12

بیدل ز حدگذشت معاصی و من همان

رد نیستم اگر به درش التجا برم

متن شعر کپی شد.