کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۸۱ - چه دولت است که من نامت از ادب گیرم...

1

چه دولت است که من نامت از ادب گیرم

ز شرم دست تهی دامنی به لب گیرم

2

به عشق اگر همه تن غوطه ام دهند به قیر

چوداغ لاله سحرها به طوف شبگیرم

3

به این زبان که چو شمعم دماغ می سوزد

خموش ا اگر نشوم انجمن به تب گیرم

4

خمار اگر نشود ننگ مجلس آرایی

به مستی حلب شیشه گر حلب گیرم

5

غم وراثت آدم نخورده ام چندان

که راه خلد به امید این نسب گیرم

6

ندارم این همه رغبت به لذت دنیا

که ننگ آتشک از بوی این جلب گیرم

7

چو موی چینی از اقبال من چه می پرسی

عنان به شام شکسته ست سعی شبگیرم

8

خوشست چشم بپوشم ز نقش کار جهان

هزار نسخه به این نقطه منتخب گیرم

9

ز طرف مشرب مستان خجل شوم بیدل

دمی که هفت فلک برگی از عنب گیرم

متن شعر کپی شد.