کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۹۲ - چو سرو از ناز بر جوی حیا بالیدنت نازم...

1

چو سرو از ناز بر جوی حیا بالیدنت نازم

چو شمع از سرکشی در بزم دل نازبدنت نازم

2

همه موج شکفتن می چکد از چین پیشانی

گلستان حیا در غنچگی پیچیدنت نازم

3

گهی از خنده کاهی از تغافل می بری دل را

دقایقهای ناز دلبری فهمیدنت نازم

4

به بازار تمناگوهر بحر تغافل را

به میزان عیاری هر زمان سنجیدنت نازم

5

زبان شانه می گوید به زلف فتنه پیرایت

که با این سرکشیها گرد سر گردیدنت نازم

6

ز شبنم اشک می ریزد صبا ای غنچه بر پایت

به حال گریه آشفتگان خندیدنت نازم

7

به دست مردمان دیده صبح وصل او بیدل

گل حیرت ز گلزار تماشا چیدنت نازم

متن شعر کپی شد.