کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۹۵ - به لب حرف طلب دزدم به دل شور هوس سوزم...

1

به لب حرف طلب دزدم به دل شور هوس سوزم

خیال خام من تا پختگی گیرد نفس سوزم

2

هوس پردازی ام از سیر مقصد باز می دارد

چراغم در ره عنقاست گر بال مگس سوزم

3

دلیل کاروان وحشتم افسردگی تا کی

خروشی گل کنم شمعی به فانوس جرس سوزم

4

ز یاس مدعا تا چند باشم داغ خاموشی

مدد کن ای نفس تا در بر فریادرس سوزم

5

خزان رنگ مطلب آنقدر دارد به سامانم

که عالم در فروغ شمع غلتد گر نفس سوزم

6

ز وهم عجز خجلت می کشم در بزم یکتایی

چه سازم عشق مختار است و می خواهد هوس سوزم

7

به رنگ حیرت آیینه غیرت شعله ای دارم

که گر روشن شود جوهر به جای خار و خس سوزم

8

سپند آهی به درد آورد و بیرون جست ازین محفل

شرر واری ببال ای ناله تا من هم قفس سوزم

9

جهان جلوه چون آیینه رفت از دیده ام بیدل

تحیر امتیازم سوخت از داغ چه کس سوزم

متن شعر کپی شد.