کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۰۶ - تا دفتر حیرت ز رخش تازه کند چشم...

1

تا دفتر حیرت ز رخش تازه کند چشم

از تار نظر رشته شیرازه کند چشم

2

از مردمک دیده به گلزار نگاهش

داغ کهنی بر دل خود تازه کند چشم

3

مشاطه ز حسرت بگزد دست به دندان

هرگه ز تغافل به رخت غازه کند چشم

4

مپسند که در پله میزان عدالت

شوخی ستمها به خود اندازه کند چشم

5

مرغان تحیر همه جغدند به دامش

هرگه ز صفیر نگه آواز ه کند چشم

6

بیدل گل رخسار بتی خنده فروش است

وقت ست که داغ دل ما تازه کند چشم

متن شعر کپی شد.