کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۰۸ - تا می ز جام همت بد مست می کشم...

1

تا می ز جام همت بد مست می کشم

جز دامن تو هر چه کشم دست می کشم

2

عنقا شکار کس نشود گر چه همت است

خجلت ز معنیی که توان بست می کشم

3

قلاب امتحان نفس در کشاکش است

زین بحر عمرهاست همین شست می کشم

4

ممتاز نیست عجز و غرورم ز یکدگر

چون آبله سری که کشم پست می کشم

5

دل بستنم به گوشه آن چشم صنعتی است

تصویر شیشه در بغل مست می کشم

6

خاکستر سپند من افسون سرمه داشت

دامان ناله ای که ز دل جست می کشم

7

جز تحفه سجود ندارم نیاز عجز

اشکم همین سری به کف دست می کشم

8

چون صبح عمر هاست درین وادی خراب

محمل بر آن غبار که ننشست می کشم

9

بیدل حباب وار به دوشم فتاده است

بار سری که تا نفسی هست می کشم

متن شعر کپی شد.