کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۰۹ - چون شمع زحمتی که به شبگیر می کشم...

1

چون شمع زحمتی که به شبگیر می کشم

از داغ پنبه می کشم و دیر می کشم

2

طفلی شد و شباب شد و شیب سرکشید

لیکن یقین نشد که چه تصویر می کشم

3

فرصت امید و سعی هوسها همان بجاست

سیماب رفت و زحمت اکسیر می کشم

4

عجزم به زعم خویش رگ از سنگ می کشد

هر چند موی از قدح شیر می کشم

5

بی خم شدن ز دوش نیفتاد بار کش

رنج شباب تا نشوم پیر می کشم

6

مزدوری بنای جسد بار گردن است

تا زنده ام همین گل تعمیر می کشم

7

زین ناله ای که هرزه دو نارسایی است

روزی دو انتقام ز تاثیر می کشم

8

بنیاد اعتبار بر این صورت است و بس

وهم ثبات دارم و تغییر می کشم

9

در دل هزار ناله به تحسین من کم است

نقاش صنعت المم تیر می کشم

10

ضعفم نشانده است به روز سیاه شمع

پایی که می کشم ز گل قیر می کشم

11

تا همچو اخگرم تب جانکاه کم شود

می سایم استخوان و تباشیر می کشم

12

پیری اشاره ای ز خم ابروی فناست

ای سر مچین بلند که شمشیر می کشم

13

بیدل سخن صدای گرفتاری دل است

این ریشه ها ز دانه زنجیر می کشم

متن شعر کپی شد.