کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۱۶ - ز فیض گریه سرشار افسردن فراموشم...

1

ز فیض گریه سرشار افسردن فراموشم

به رنگ چشمه آب دیده دارد آتش جوشم

2

جنونی در گره دارم به ذوق سرمه گردیدن

سپند بیقرارم ناله خواهدکرد خاموشم

3

حضور بوریای فقر عرض راحتی دارد

سزد گر بستر مخمل شود خواب فراموشم

4

نم اشک زمینگیرم ، مپرس از سرگذشت من

شکست دل ز مژگان تا چکیدن داشت بر دوشم

5

ز تشریف کمال آخر قبای یاس پوشیدم

به رنگ چشمه آیینه جوهرکرد خس پوشم

6

محبت پیش ازبن داغ خجالت برنمی دارد

ز وصلت چند باشم دور و با خود تاکجا جوشم

7

کمند صید نازم هرقدر از خود برون آیم

به رنگ شمع ، رنگ رفته می پردازد آغوشم

8

چو تمثال لباسی نیست کز هستی بپوشاند

مباد از حیرت آیینه تنگ آید برو دوشم

9

به بی دردی بیابان هوس تا چند طی کردن

درای محمل شوقم ، کجا شد دل که بخروشم

10

به احوال من بیدل کسی دیگر چه پردازد

ز بس بیحاصلم از خاطر خود هم فراموشم

متن شعر کپی شد.