کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۱۷ - زبن سجده خود دار تفاخر چه فروشم...

1

زبن سجده خود دار تفاخر چه فروشم

در راه تو افتاده سرم لیک به دوشم

2

چون موج گهر پای من و دامن حیرت

سعی طلبی بود که کرد آبله پوشم

3

تغییر خیالی دهم و بگذرم از خویش

بر رنگ سواد است جنون تازی هوشم

4

خرسندی اوهام ز اسرار چه فهمد

آنسوی یقین مژده رسانده ست سروشم

5

مجبور ترددکده وهم چه سازد

روزی دو نفس بال فشان است به گوشم

6

چیزی ز من و ما بنمایم چه توان کرد

گرم است دکان آینه داری بفروشم

7

زبن بزم به جز زحمت عبرت چه کشد کس

طنبور تقاضای همین مالش گوشم

8

چون دیده آهو رمی افروخت چراغم

کز دامن صحرا نتوان کرد خموشم

9

دور است به مژگان بلند تو رسیدن

من سرمه نگشتم چه کنم گر نخروشم

10

بیدل چو خم می چقدر دل به هم آید

تا من به گداز آیم و با خویش بجوشم

متن شعر کپی شد.