کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۳۰ - به صدگردون تسلسل بست دور ساغر عشقم...

1

به صدگردون تسلسل بست دور ساغر عشقم

که گردانید یارب اینقدر گرد سر عشقم

2

سیاهی می کنم اما برون از رنگ پیدایی

غبار عالم رازم سواد کشور عشقم

3

نه دنیا عبرت آموزم نه عقبا حسرت اندوزم

به هیچ آتش نمی سوزم سپند مجمر عشقم

4

به صیقل کم نمی گردد غرور زنگ خودبینی

مگر آیینه بر سنگی زند روشنگر عشقم

5

عنان بگسست عمر و من همان خاک درش ماندم

نشد این بادبان آخر حریف لنگر عشقم

6

غمم ، دردم ، سرشکم ، ناله ام ، خون دلم ، داغم

نمی دانم عرض گل کرده ام یا جوهر عشقم

7

گهی صلحم ، گهی جنگم ، گهی مینا ، گهی سنگم

دو عالم گردش رنگم جنون ساغر عشقم

8

چو شمع ازگردنم حق وفا ساقط نمی گردد

درآتش هم عرق دارم خجالت پرور عشقم

9

نی ام نومید اگر روزی دو احرام هوس دارم

که من چون داغ هر جا حلقه گشتم بردر عشقم

10

نه فخرکعبه دلخواهم نه ننگ دیر اکراهم

سر تسلیم و فرش هر چه خواهی چاکر عشقم

11

ندارد موی مجنون شانه ای غیر از پریشانی

چه امکانست بیدل جمع گردم دفتر عشقم

متن شعر کپی شد.