کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۴۰ - ز بس گرد وحشت گرفته است تنگم...

1

ز بس گرد وحشت گرفته است تنگم

به یک پا چو شمع ایستاده است رنگم

2

دلی دارم آزادی امکان ندارد

ز مینا چو دست پری زیر سنگم

3

نفس دستگاهم مپرس از کدورت

چوآیینه آبیست تکلیف رنگم

4

چه سازم به افسون فرصت شماری

چو عزم شرر در فشار درنگم

5

کشم تاکجا خجلت نارسایی

به پا تیشه زن چون سراپای لنگم

6

ز موهومیم تا به آثار عنقا

تفاوت همین بس که نام است ننگم

7

به تحقیق ره بردم از وهم هستی

به کیفیت می رسانید بنگم

8

بهاری کز آن جلوه رنگی ندارد

گلش می دهد می به داغ پلنگم

9

به دریوزه گرد دامان نازش

اگرکف گشایم دمد گل ز چنگم

10

زگیسو نیاید فسون نگاهش

تو از هند مگذر که من در فرنگم

11

دلم کارگاه چه میناست بیدل

جرس بسته عبرت به دوش ترنگم

متن شعر کپی شد.