کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۴۳ - ننمود غنچه ات آنقدر ادب اقتضای تاملم...

1

ننمود غنچه ات آنقدر ادب اقتضای تاملم

که ز بوی گل شنود کسی اثر ترانه بلبلم

2

به خیال مستی نرگست نشدم قدح کش گلشنی

که ترنگ شیشه به دل نزد ز شکست طره سنبلم

3

ز مقابل تو ضروری ام شده ننگ تهمت دوری ام

ادب امتحان صبوری ام به قفا نشانده کاکلم

4

نگهی بهانه نازکن ، در خلدم از مژه بازکن

که نیازمند محرفی ز کمین تیغ تغافلم

5

زتصنع من و ما مگو، اثرم ز وهم وگمان مجو

به تحیری نشدم فرو که بیان رسد به تغافلم

6

خم دستگاه قد دو تا، به چه طاقتم کند آشنا

مکن امتحان اقامتم که ز سر گذشته ، این پلم

7

به فنا بود مگر ایمنی ، زکشاکش غم زندگی

که فتاده بر سر عافیت ز نفس غبار تسلسلم

8

غم ناقبولی ما ومن به که بشمرم من بیخبر

که به رنگ شیشه سرنگون دل آب برده قلقلم

9

قدمی درین چمن از هوس نگشود ممتحن طلب

که دلیل رفتن دل نشد به هزار جاده رگ گلم

10

چقدر ز منظر بی نشان شده شوق مایل جسم و جان

که رسیده تا فلک این زمان خم مایه های تنزلم

11

من بیدل از در عاجزی به کجا روم چه فسون کنم

ز شکست جرات بال و پر قفس آفرین توکلم

متن شعر کپی شد.