کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۶۳ - ز صد ابرام بیش است انفعال چشم حیرانم...

1

ز صد ابرام بیش است انفعال چشم حیرانم

ادب پرورده عشقم نگه را ناله می دانم

2

تماشای دو رنگی برنمی دارد حباب من

نظر تا بر تو واکردم ز چشم خویش حیرانم

3

به رنگ ابر در یاد تو هر جا گریه سرکردم

گهر افشاند پیش از پرده های دیده دامانم

4

بیا ای آفتاب کشور امید مشتاقان

چو صبحم طایر رنگی است بر گرد تو گردانم

5

در این حرمانسرا هر کس تسلی نشئه ای دارد

دماغ گنج بر خود چیدنم این بس که حیرانم

6

خیالی نیست در دل کز شرر بالی نیفشاند

جنون دارد تب شیر از خس و خار بیابانم

7

مپرسید از سواد معنی آگا هان این محفل

که طومار سحر در دستم و محتاج عنوانم

8

پر و بال نفس فرسود و پروازی نشد حاصل

کنون دستی زنم بر هم پشیمانم ، پشیمانم

9

چو گوهر موجها پیچید بر هم تا گره بستم

سر راحت به دامن چیده چندین گریبانم

10

به این وسعت اگر چیند تغافل دامن همت

جهانی را توان چون چشم ، پوشیدن به مژگانم

11

ندانم بیش ازین عشق از من بیدل چه می خواهد

غریبم ، بینوایم ، خانه ویرانم ، پریشانم

متن شعر کپی شد.