غزل · بیدل دهلوی
غزل شماره ۲۲۷۹ - ای طرب وجدی که باز آغوش گل وامی کنم...
1
ای طرب وجدی که باز آغوش گل وامی کنم
بعد سالی چون بهار این رنگ پیدا می کنم
2
چار دیوار توهم سد راه شوق چند
کعبه ای دارم به پیش ، آهنگ صحرا می کنم
3
ساقی بزم نشاط امروز شرم نرگسی است
از عرق چون ابر طرح جام و مینا می کنم
4
حسن خلقی در نظر دارم که افسون هوس
گرهمه آیینه بینم در دلش جا می کنم
5
چون شفق هر چند برچرخم برد پرواز رنگ
همچنان سیر حنای آن کف پا می کنم
6
در طربگاه حضورم بار فرصت داده اند
روزکی چند انتخاب آرزوها می کنم
7
یک نگه دیدار می خواهم دو عالم حوصله
می گدازم کاینقدر طاقت مهیا می کنم
8
زین کلامم معنی خاصیت سود اتفاق
غیر پندارد به حرف و صوت سودا می کنم
9
در دبستان محبت طور دانش دیگر است
سجده می خوانم خط پیشانی انشا می کنم
10
حیرتم بیدل سفارشنامه آیینه است
می روم جایی که خود را او تماشا می کنم