غزل · مولوی
غزل شماره ۱۸۱۱ - خوش می گریزی هر طرف از حلقه ما نی مکن...
1
خوش می گریزی هر طرف از حلقه ما نی مکن
ای ماه برهم می زنی عهد ثریا نی مکن
2
تو روز پرنور و لهب ما در پی تو همچو شب
هر جا که منزل می کنی آییم آن جا نی مکن
3
ای آفتابی در حمل باغ از تو پوشیده حلل
بی تو بماند از عمل در زخم سرما نی مکن
4
ای آفتابت دایه ای ما در پیت چون سایه ای
ای دایه بی الطاف تو ماندیم تنها نی مکن