کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۸۶ - زندگی را از قد خم عبرت آگه می کنم...

1

زندگی را از قد خم عبرت آگه می کنم

وقف رعنایی بساطی داشتم ته می کنم

2

پوچ می یابم سر و برگ بساط اعتبار

این کتانها را خیال پرتو مه می کنم

3

در خرابات تغافل درد هم ناصاف نیست

چشم اگر پوشم جهانی را منزه می کنم

4

ضبط دل در قطع تشویش املها صنعتی ست

چون گهر زین یک گره صد رشته کوته می کنم

5

یک نفس گر سر به جیبم واگذارد روزگار

یوسفستانها خمیر از آب این چه می کنم

6

مزد کار غفلت اینجا انفعالی بیش نیست

کوشش مزدور خوابم روز بیگه می کنم

7

حلقه قامت مرا صفر کتاب یاس کرد

ناله ای گر می کنم اکنون یکی ده می کنم

8

چون نفس موهومی ام هر چند اجزای فناست

کوس هستی می زنم گر در دلی ره می کنم

9

شوق بیتاب است بیدل فهم معنی گو مباش

تا زبان می بوسدم کام الله الله می کنم

متن شعر کپی شد.