کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۸۷ - دل را به مستی از من و ما ساده می کنم...

1

دل را به مستی از من و ما ساده می کنم

بال صدای جام تر از باده می کنم

2

فکرتعلق جسدم نیست چون نفس

عمریست خدمت دل آزاده می کنم

3

جیبی به صد شکفتگی صبح می درم

حسرت نیاز عقل جنون زاده می کنم

4

در رنگ زرد می شکنم گرد خون دل

یاقوت می گدازم و بیجاده می کنم

5

جولان شعله عافیتش وقف اخگر است

من هم بساط آبله آماده می کنم

6

سیلم ، ز بیقراری مجنون من مپرس

هر جا که منزلیست غمش جاده می کنم

7

شوق نثار خجلت گوهر نمی کشد

نذر خرام او سر افتاده می کنم

8

چشم خیال دوخته ام بر طلسم دل

آیینه حلقه در نگشاده می کنم

9

گرد شکوه وحشتم از نه فلک گذشت

بیدل هنوز یک علم استاده می کنم

متن شعر کپی شد.