کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۰۱ - صید کمند شوقی ست از مهر تا به ما هم...

1

صید کمند شوقی ست از مهر تا به ما هم

جوش بهار حیرت یعنی گل نگاهم

2

با هر فسرده رنگی شادم که پیش شمعت

تا بال می فشانم پروانه دستگاهم

3

جولان ناز سر کن اندیشه مختصر کن

ظلم آنقدر ندارد پا مالی گیاهم

4

تا زنگ پرده برداشت آینه محو صافی ست

خوابیده است عفوت در سایه گناهم

5

زنجیر می نویسد سطری ز حال مجنون

در دعوی اسیران ، زلف دو تا، گواهم

6

جوهر ز ضعف پروار آیینه می پرستد

نقش نگین داغ است سطری که دارد آهم

7

آمد به یاد شوقم کیفیت خرامی

شد موج ساغر می در چشم تر نگاهم

8

ای زلف یار تاکی با شانه همزبانی

ما نیزسینه چاکیم رحمی به حال ما هم

9

تاری ست پیکر من در چنگ ناتوانی

از زخمه نگاهی بنواز گاه گاهم

10

عرض مثال امکان منظور الفتم نیست

در عالم تحیر آینه بارگاهم

11

قصرم سری ندارد یاگیر و دار فغفور

یارب چو موی چینی دل بشکندکلاهم

12

همدوش سایه رفتم تا خاک آستانش

از بخت تیره بیدل زین بیشتر چه خواهم

متن شعر کپی شد.