کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۰۵ - شب وصل است از بخت اندکی توقیر می خواهم...

1

شب وصل است از بخت اندکی توقیر می خواهم

به قدر یک دو دور صبح محشر دیر می خواهم

2

ز تیغ ناز او در خون تپم چندان که دل گردم

جهان گرکیمیا خواهد من این اکسیر می خواهم

3

به رنگ غنچه امشب دیده ام خواب پریشانی

ز چاک سینه یک آه سحر تعبیر می خواهم

4

به چشم اعتبار بیخودی عمری جنون کردم

کنون چون اشک یک افتادگی زنجیر می خواهم

5

درین گلشن خم تسلیم هر شاخی گلی دارد

به ذوق سجده خود را در جوانی پیر می خواهم

6

دو عالم نیست جز آیینه زنگار پروردی

منم کانجا ز آه بی نفس تاثیر می خواهم

7

ندارد دشت امکان آنقدر میدان آزادی

نگاه آهوم ناچار پا در قیر می خواهم

8

ز رمز جستجوها غافلم لیک اینقدر دانم

که چون خورشید زیر خاک هم شبگیر می خواهم

9

درین گلشن سلامت باب جمعیت نمی باشد

چو رنگ گل شکستی عافیت تعمیر می خواهم

10

سفید از گریه شد چشم و همان مست تماشایم

به هربیحاصلیها روغنی زین شیر می خواهم

11

من و دلبر بهم نقشی ببستیم از هماغوشی

ز نقاش ازل زین رنگ یک تصویر می خواهم

12

چسان آید ز شمع کشته بیدل محفل آرایی

زبان در سرمه خوابیده ست و من تقریر می خواهم

متن شعر کپی شد.