کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۲۱ - بر سینه داغهای تمنا نوشته ایم...

1

بر سینه داغهای تمنا نوشته ایم

یک لاله زار نسخه سودا نوشته ایم

2

هر جا درین بساط خس ما به پرده ایست

مضمون رنگ عجز خود آنجا نوشته ایم

3

منشور باج اگر به سر گل نهاده اند

ما هم برات آبله برپا نوشته ایم

4

خواهد به نام جلوه او واشکافتن

از چشم بسته طرفه معما نوشته ایم

5

حاجت به نامه نیست که در سطرهای آه

اسرار پرفشانی دل وا نوشته ایم

6

بر نسخه بهار خط نسخ می کشد

رنگ شکسته ای که به سیما نوشته ایم

7

پهلوی لاغریست که هم نقش بوریاست

سطری که بر جریده دنیا نوشته ایم

8

دیگر ز نقش نامه اعمال ما مپرس

نظاره ای به لوح تماشا نوشته ایم

9

از گرد ما همان خط زنهار خواندنی است

تا آسمان چو صبح الفها نوشته ایم

10

از صفحه کلک وحشت ما پیش رفته است

امروز هم ز نسخه فردا نوشته ایم

11

مشق خیال ما به تمامی نمی رسد

ای بیخودان همه ، ورقی نانوشته ایم

12

جز امتحان فطرت یاران مراد نیست

بی پرده معنیی که به ایما نوشته ایم

13

در زندگی مطالعه دل غنیمت است

خواهی بخوان و خواه مخوان ما نوشته ایم

14

بیدل مآل سرکشی اعتبارها

پیش از فنا به نقش کف پانوشته ایم

متن شعر کپی شد.