کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۴۷ - دوش کز دود جگر طرح شببشان کردیم...

1

دوش کز دود جگر طرح شببشان کردیم

شرری جست ره ناله چراغان کردیم

2

دهر توفانکده شوق سراسر زدگی است

گرد دل داشت به هر دشت که جولان کردیم

3

لغزشی داشت ره عشق که درگام نخست

طوف آسودگی آبله پایان کردیم

4

صبح این میکده گم بود درآغوش خمار

ما هم از شوخی خمیازه گریبان کردیم

5

وسعت عیش جهان در خور خرسندی بود

عالمی را ز دل تنگ به زندان کردیم

6

بی تویک غنچه آسوده درتن باغ نماند

هر چه همرنگی دل داشت پریشان کردیم

7

هر نفس چاک گریبان بهاری دارد

در جگر بوی گل کیست که پنهان کردیم

8

حاصل سینه برآتش زدن ما چو سپند

اینقدر بود که یک ناله به سامان کردیم

9

همچو مژگان ز تماشاکده عالم رنگ

حاصل این بود که خمیازه به دامان کردیم

10

هیچ عیشی به تماشای دل حیران نیست

به خیال آینه چیدیم و چراغان کردیم

11

به تنزل عرق سعی ندامت گل کرد

آنچه گم شد ز جبین بر مژه تاوان کردیم

12

فکر خوبش است سرانچام دو عالم بیدل

همه کردیم اگر سر به گریبان کردیم

متن شعر کپی شد.