کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۴۸ - از چاک گریبان به دلی راه نکردیم...

1

از چاک گریبان به دلی راه نکردیم

کار عجبی داشت جنون آه نکردیم

2

دل تیره شد آخر ز هوایی که به سر داشت

این آینه را از نفس آگاه نکردیم

3

فرصت شمری های نفس بال امل زد

پرواز شد آن رشته که کوتاه نکردیم

4

هر چند به صد رنگ دمیدیم درین باغ

پرواز طرب جز به پر کاه نکردیم

5

چون شمع که از خویش رود سر به گریبان

نقش قدمی نیست که ما چاه نکردیم

6

صد دشت به هر کوچه دویدیم و لیکن

خاکی به سر از دوری آن راه نکردیم

7

ماندیم هوس شیفته کثرت موهوم

از گرد سپه رو به سوی شاه نکردیم

8

در وصل ز محرومی دیدار مپرسید

شب رفت و نگاهی به رخ ماه نکردیم

9

چون سایه به حرمانکده فرصت هستی

روز سیهی بود که بیگاه نکردیم

10

بیدل تو عبث خون مخور از خجلت تحقیق

ماییم که خود را ز خود آگاه نکردیم

متن شعر کپی شد.