کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۱۸ - قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من...

1

قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من

وا دل من وا دل من وا دل من وا دل من

2

قصد کنی بر تن من شاد شود دشمن من

وانگه از این خسته شود یا دل تو یا دل من

3

واله و مجنون دل من خانه پرخون دل من

بهر تماشا چه شود رنجه شوی تا دل من

4

خورده شکرها دل من بسته کمرها دل من

وقت سحرها دل من رفته به هر جا دل من

5

مرده و زنده دل من گریه و خنده دل من

خواجه و بنده دل من از تو چو دریا دل من

6

ای شده استاد امین جز که در آتش منشین

گر چه چنین است و چنین هیچ میاسا دل من

7

سوی صلاح دل و دین آمده جبریل امین

در طلب نعمت جان بهر تقاضا دل من

متن شعر کپی شد.