کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۸۰ - شررواری ز فرصت رو نمای خویش می جویم...

1

شررواری ز فرصت رو نمای خویش می جویم

نگاه واپسینم خونبهای خویش می جویم

2

به غیر از خانمان سوزی مقامی نیست عاشق را

چو آتش گوشه داغی برای خویش می جویم

3

خرابیهای دل بی دام امیدی نمی باشد

شکست طره او از بنای خویش می جویم

4

چو شمع کشته سامان تلاشم کم نمی گردد

سرگم کرده اکنون زیر پای خویش می جویم

5

توان در صافی آیینه عرض نقشها دیدن

جهانی از دل بی مدعای خویش می جویم

6

به گردون گر رسم زان آستان سر برنمی دارم

به هرجایم همان خود را به جای خویش می جویم

7

بهارستان بیرنگ محبت رنگها دارد

به داغت بسکه ممنونم رضای خویش می جویم

8

ضعیفی تاکجاها بست خم بر دوش عریانی

که من از اطلس گردون ردای خویش می جویم

9

طلب عجز و تمنا یاس و من از ساده لوحیها

ز دامان تو دست نارسای خویش می جویم

10

از افسون جرسها محملی پیدا نشد بیدل

کنون آواز پایش در صدای خویش می جویم

متن شعر کپی شد.