کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۹۸ - زهی به شوخی بهار نازت شکسته رنگ غرور امکان...

1

زهی به شوخی بهار نازت شکسته رنگ غرور امکان

دو نرگست قبله گاه مستی دو ابروبت سجده جای مستان

2

سخن ز لعل تو گوهر آرا نگه ز چشم تو باده پیما

صبا ز زلف تو رشته بر پا چمن ز روی تو گل به دامان

3

به غمزه سحری ، به ناز جادو، به طره افسون ، به قد قیامت

به خط بنفشه ، به زلف سنبل ، به چشم نرگس ، به رخ گلستان

4

چمن به عرض بهار نازت در آتش رنگ گلفروشی

سحر زگل کردن عرقها به عالم آب شبنمستان

5

ز رویت آیینه صفحه گل زگیسویت شانه موج سنبل

ختن سوادی ز چین کاکل فرنگ نقاش چین دامان

6

اگر برد از رم نگاهت سواد این دشت بوی گردی

هجوم کیفیت تحیر به چشم آهوکند چراغان

7

به وحشت آباد این بساطم کجاست عشرت کدام راحت

خیال محزون ، امید مجنون ، نگه پریشان ، نفس پر افشان

8

به کشت بیحاصلی که خاکش نمی توان جز به باد دادن

هوس چه مقدار کرده خرمن تبسم گندم از لبی نان

9

حصول ظرفست اوج عزت ، نه لاف فضل ونه عرض حکمت

گرفتم ای مور پر برآری کجاست کیفیت سلیمان

10

رگ تخیل سوارگردن ، نم فسردن متاع دامن

چو ابر تا کی بلند رفتن ، عرق کن و این غبار بنشان

11

متاب روی وفا ز بیدل مشو ز مجنون خویش غافل

به دستگاه شهان چه نقصان ز پرسش حال بینوایان

متن شعر کپی شد.