کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۲۳ - سیر نمی شوم ز تو نیست جز این گناه من...

1

سیر نمی شوم ز تو نیست جز این گناه من

سیر مشو ز رحمتم ای دو جهان پناه من

2

سیر و ملول شد ز من خنب و سقا و مشک او

تشنه تر است هر زمان ماهی آب خواه من

3

درشکنید کوزه را پاره کنید مشک را

جانب بحر می روم پاک کنید راه من

4

چند شود زمین وحل از قطرات اشک من

چند شود فلک سیه از غم و دود آه من

5

چند بزارد این دلم وای دلم خراب دل

چند بنالد این لبم پیش خیال شاه من

6

جانب بحر رو کز او موج صفا همی رسد

غرقه نگر ز موج او خانه و خانقاه من

7

آب حیات موج زد دوش ز صحن خانه ام

یوسف من فتاد دی همچو قمر به چاه من

8

سیل رسید ناگهان جمله ببرد خرمنم

دود برآمد از دلم دانه بسوخت و کاه من

9

خرمن من اگر بشد غم نخورم چه غم خورم

صد چو مرا بس است و بس خرمن نور ماه من

10

در دل من درآمد او بود خیالش آتشین

آتش رفت بر سرم سوخته شد کلاه من

11

گفت که از سماع ها حرمت و جاه کم شود

جاه تو را که عشق او بخت من است و جاه من

12

عقل نخواهم و خرد دانش او مرا بس است

نور رخش به نیم شب غره صبحگاه من

13

لشکر غم حشر کند غم نخورم ز لشکرش

زانک گرفت طلب طلب تا به فلک سپاه من

14

از پی هر غزل دلم توبه کند ز گفت و گو

راه زند دل مرا داعیه اله من

متن شعر کپی شد.