کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۴۰۲ - وارستگی ز حسن دگر می دهد نشان...

1

وارستگی ز حسن دگر می دهد نشان

عالم غبار دامن نازیست پر فشان

2

مردیم و همچنان خم و پیچ هوس بجاست

از سوختن نرفت برون تاب ریسمان

3

بر ظلم چیده اند کجان دستگاه عمر

دارد ز تیر آمد و رفت نفس کمان

4

بیمغز جز شکست ز دولت نمی کشد

ازسایه هما چه برد بهره استخوان

5

دل محو غفلت و نفسی در میانه نیست

من مرده ام به خواب و زخود رفته کاروان

6

ضعفم رسانده است به جایی که چون صدا

آیینه هم نداد ز تمثال من نشان

7

هستی به غیرپرده روی فنا نبود

روشن شد این متاع به برچیدن دکان

8

عاشق کجا و آرزوی خانمان کجا

پروانه درکمین فنا دارد آشیان

9

پرواز بندگی به خدایی نمی رسد

ای خاک ، خاک باش ، بلند است آسمان

10

نومیدم آنقدر که اگر بسملم کنند

رنگ شکسته می شود از خون من روان

11

آواره سراب شعوریم و چاره نیست

ای بیخودی قدم زن و ما را به ما رسان

12

از درد عشق شکوه اهل هوس بجاست

بیدل ز شعله هیزم تر نیست بی فغان

متن شعر کپی شد.